راهنمای معلم هنر

چگونه خلاقیت کودکان از بین می رود.

دوستان هنر پویه ای سلام

در خدمت شما هستیم با قسمتی دیگر از کتاب «شکوفایی خلاقیت» نوشته آمابلی ترزا ترجمه دکتر حسن قاسم زاده و خانم پروین عظیمی چاپ شده در سال 74 توسط نشر دنیای نو

در صفحات 83 به بعد می خوانیم….

« چگونه خلاقیت کودکان از بین میرود

انگیزه و خلاقیت کودک زمانی از میان می رود که ارزیابی، جایزه و رقابت به طرز غلطی استفاده شود و یا هنگامی که موارد انتخابی خیلی محدود باشد.

قوانینی  که به جای آگاه کردن کودک او را کنترل نماید خلاقیت را می کشد.

شور و عشق از آسیب پذیری مصون  نیست.  حتی کودکانی که دارای انگیزه ای بسیار قوی می باشند ممکن است در نتیجه محیط  منع کننده  به شدت تضعیف شده و در نتیجه خلاقیت آنها کشته شود.  چنین محیطی در کجا وجود دارد آیا نمونه آن سیستم های متداول در مدارس سنتی سختگیر و محیط خانه های محافظه کار،  کهنه پرست و آمرانه دیده می شود؟ متاسفانه فقط چنین شرایط غیرقابل انعطاف و محافظه‌کارانه مقصر به حساب نمی‌آید. حتی آنهایی که کاملا دارای تمایلات خوب هستند می توانند سهوا وضعیتی به وجود آورند که برای سلامت خلاقیت کودکانمان مضر باشد.

مسئله این است که وقتی بخواهیم به کودکان خود کمک کنیم تا توانایی بالقوه خود را تشخیص دهند سعی می کنیم آنها را مجبور به یادگیری و انجام کار نماییم.« اجبار»  فقط به معنی تنبیه تهدیدآمیز یا وضع قوانین خشک نیست به معنی استفاده بیش از حد از جایزه و تأکید بیش از حد به تشویق می باشد.  چنانچه آلبرت اینشتین  در سرگذشت زندگی خود میگویند هر نوع اجبار، لذت صرف را که از به دست آوردن معلومات و استفاده از آن به طریق خلاق ایجاد میگردد تضعیف می سازد:

اشتباه بزرگی است که فکر کنیم لذت مشاهده و جستجو از راه های اجبار و حسب وظیفه بر انگیخته می گردد آن «راه های اجبار» کدام ها هستند انگیزه درونی و خلاقیت را می کشند؟

۴ روش برای کشتن خلاقیت

ارزیابی

از میان تمام شرایطی که به نظر می‌رسد مانع کار خلاق افراد مشهور گردیده زننده ترین و استوار ترین عوامل،  عطف توجه بیش از حد به ارزیابی می باشد…….

حتی احساس مشاهده شدن در حین انجام کار می‌تواند خلاقیت را تضعیف نماید و احتمالا علت آن است مشاهده موجب می شود مردم احساس کنند تحت ارزیابی قرار گرفتند.

پاداش

اعتقاد به نیروی مثبت پاداش در قلب جامعه ما جا گرفته است. اکثر مردم بر این اعتقاد هستند که پاداش در مقابل یک رفتار موجب بهبود رفتار می گردد.  اما دقیقا چنین نیست.  «هزینه های پنهان» بسیاری  در پاداش  وجود دارد.  یکی از آنها له  کردن  انگیزه درونی است و دیگری که ناشی از اولی می باشد کشتن خلاقیت است………..

رقابت

رقابت خیلی پیچیده تر از ارزیابی یا پاداش به تنهایی است زیرا شامل هر دوی آنها می باشد  غالباً رقابت زمانی به وجود می‌آید که مردم احساس کنند کار آنها در مقابل کار دیگران مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت و به بهترین آنها پاداش داده خواهد شد این یک واقعیت زندگی روزمره است و متاسفانه می‌تواند خلاقیت را از بین ببرد……..

محدود کردن انتخاب

آلبرت اینشتین  قویا اعتقاد داشت  یادگیری و خلاقیت را نمی توان با فشار تشویق کرد. وی برای این اعتقاد خود دلیل خوبی داشت.  مدرسه ای واقع در مونیخ که  وی در کودکی به آن می رفت دارای روحیه خشن و نظامی،  تاکید بر حفظ کردن دروس بدون فکر و انضباط سخت بود برای اینشتین  تجربه اینکه به او گفته شود چه چیزی یاد بگیرد،  چگونه آن را یاد بگیرد و دقیقا چگونه در امتحان ها را تکرار کند جدا  دردناک بود او احساسات خود را پس از یک دوره ویژه امتحان نهایی به شرح زیر تشریح می‌کند:

«این اجبار چنان اثر بازدارنده ای بر من داشت پس از قبولی در امتحان های نهایی برای مدت یک سال دیدن هر نوع مسئله علمی برایم ناگوار بود.»

از میان رفتن خلاقیت علمی اینشتین،  هرچند به طور موقتی،  باز قابل توجه است. او پسری بود که شگفتی اش نسبت به علم در ۵ سالگی یعنی زمانی که پدرش یک قطب نما به او نشان داد آغاز گردید.  او پسری بود که از فکر کردن درباره مسائل علمی و یادگیری آنها بین خودش سیر نمیشد. مع هذا  هنگامی که مجبور به فکر کردن و یاد گرفتن در محیطی بسیار محدود کننده شد حتی علاقه بسیار زیاد او دچار تزلزل گردید.  حال فکر کنید کهفشار می تواند چه اثری ویرانگری بر کودکانی که دارای سطح معمولی انگیزه درونی هستند داشته باشد.»

 

 




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *